قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2787

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر وقايع سال چهار صد و نود و هشتم از رحلت خير البشر از جملهء وقايع اين سال آنكه چون خبر قتل امير مودود به سمع سلطان محمّد رسيد ، آق‌سنقر برسقى را اتابك پسر خود ملك مسعود گردانيده با لشكرى انبوه به جانب فرنگ فرستاد و ولايت موصل را به جايگيرى او ارزانى داشته به امراى آن سرحدّ فرمانها نوشتند كه از صوابديد امير آق‌سنقر تجاوز جايز نداشته قدم از دايرهء اطاعت او بيرون ننهند . القصّه ، چون امير آق‌سنقر به موصل رسيد ، حكّام آن ناحيه به موجب حكم سلطان ، مطيع و منقاد او شده در مقام خدمتكارى درآمدند . از آن جمله ، عماد الدّين زنگى كه بعد از قتل امير مودود بر موصل استيلا يافته بود و در شجاعت سرآمد روزگار خود بود به خدمت امير آق‌سنقر شتافته شهر موصل را تسليم ايشان نمود . همچنين تميرك ، صاحب سنجار ، نيز به وى ملحقّ گشت . و امير آق‌سنقر به‌اتّفاق امراى آن سرحد ، عنان عزيمت به صوب جزيرهء ابن عمر منعطف داشت . نايب امير مودود ، آن بلده را نيز تسليم ايشان نموده در ملازمت ايشان متوجّه ماردين شدند . والى آنجا ، امير ايلغازى ، نيز در مقام اطاعت و انقياد درآمده پسر خود أياز را همراه امير آق‌سنقر از ماردين با پانزده هزار سوار جرّار به عزم تسخير مدينهء رها ، كه اكثر فرنگيان در آن بلده جمع شده بودند ، متوجّه آن صوب گشته در ماه رمضان اين سال ، آن شهر را محاصره نمود و سپاه در مقام جنگ شده هر روز جماعتى از طرفين به قتل مىرسيدند ؛ چنانچه روزى طايفه‌اى از دليران فرنگ از شهر بيرون آمده خود را به اردوى امير آق‌سنقر رسانيدند و ده نفر از سپاه اسلام را زنده دستگير نموده به شهر بردند و نه كس از آنها را بر ديوار شهر بر دار كشيدند .